۱۰-شیخ انصاری (ره) و نماز
روزی مرحوم شیخ انصاری در گرمای ظهر وارد خانه شد و آب خواست و به خانه و سرداب سِن (سرداب زیرین) رفت و مشغول نماز شد و در نماز دلش رفت به آن طرف ها (ملکوت) و میلش کشید که یک سوره ی طولانی بخواند. آب آوردند، ولی نماز به حدی طول کشید که آب گرم شد.
گویا وقتی که وارد نماز شد، تشنگی او رفع شد. اینان مُمَثِّل و مجسمه ی عمل انبیا و اولیا (ع) و نشان دهنده ی عمل آن ها بود؛ زیرا نماز، عطش و جوع جایع را زایل می کند. در روایت است:
"أَبیتُ عندَ رَبّی یُطعِممُنی وَ یَسقینی."۱
نزد پروردگارم شب می کنم و او به من غذا و آب می دهد.
1- بحار الانوار، ج2، ص206، ج16، ص389، ج64، ص253؛ عوالی الّلالی، ج2، ص233؛ مناقب، ج1، ص214. نیز مشابه:فتح الباری، ج4، ص180؛ المعجم الاوسط طبرانی، ج5، ص355؛ کشف الیقین حلّی (ره) ص457 و ....
نکاتی از حضرت حجت الاسلام آقای رخشاد![]()
۹-نماز، بالاترین لذت در دنیا
در روایتی از رسول خدا (ص) آمده است:
"حُبِّبَ إِلَیَّ مِن دُنیا کُم:ألّیبُ، وَ النِّساءُ، وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَینی فِی الصَّلاةِ"۱
از دنیای شما سه چیز مورد علاقه و محبوب من است:بوی خوش، زنان، و نور چشم من در نماز.
از این حدیث استفاده می شود که بالاترین لذت و خوشی در دنیا به حسب ظاهر، طیب و نساء است و این دو عِدل ندارند و دل ها متوجه آن دو است، اما درباره ی عبارت"وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَینی فِی الصَّلاةِ" بعضی گفته اند:عدول است۲؛ ولی چنین نیست، بلکه شاید اشاره به این است که نماز هم مشابه لذاتی را که طیب و نسا در همین دنیا دارند، داراست؛ یعنی لذّت نماز به مراتب بالاتر از لذّت طیب و نسا است. لذا در حدیث قدسی آمده است:
"تَتَعّمُوا بِعِبادَتی فِی الدُّنیا، فَإِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بِها فِی الاخِرَةِ"؛۳
در دنیا از عبادت من برخوردار شوید و لذّت ببرید، زیرا در آخرت از همان لذّت خواهید برد.
«تَنَعَّمُوا» یعنی «تَلَذَّذُوا»
۱- وسائل الشیعة، ج۲، ص۱۴۴؛ بحار الانوار، ج۷۳، ص۱۴۱؛ ج۷۹، ص۲۱۱؛ خصال، ج۱، ص۱۶۵.
۲- ر.ک:خصال، ج۱، ص۱۶۵؛ بحار الانوار، ج۷۹،ص۲۱۱، به نقل مرحوم صدوق (ره) از برخی ملحدان.
۳- اصول کافی، ج۲، ص۸۳؛ وسائل الشیعة، ج۱، ص۸۳؛ بحار الانوار، ج۸، ص۱۵۵؛ ج۶۷، ص۲۵۳.
نکاتی از حضرت حجت الاسلام آقای رخشاد![]()
۸-تا این قرآن در دست مسلمانان هست، نمی توانیم بر آن ها حکومت کنیم!
شنیدیم که در مجلس پاریس یک نفر از نمایندگان در حالی که نطق می کرد، قرآن را به دست گرفت و گفت:
"تا این کتاب در دست مسلمانان باشد، نمی توانیم بر آن ها حکومت کنیم!"
نکاتی از حضرت حجت الاسلام آقای رخشاد![]()
۷-حالات حاج آقا حسین فاطمی (ره) در حال وفات
حاج حسین فاطمی (ره) در رابطه با حال وفاتش می فرمود:من از خدا دو حاجت دارم:اول این که با حال مناسبی از دنیا بروم؛ دوم این که این حال مناسب من تا آخر محفوظ باشد. و وقت وفاتش مکرّر می فرمود:نمازم را که خوانده ام، شامم را هم خورده ام، حضرت رسول (ص)هم که می فرمود:
"مَن کانَ آخِرُ کَلامِهِ لا الهَ الاَّ اللهَ، دَخَلَ الجَنَّةَ."؛۱
هر کس آخرین سخنش کلمه ی "لا اله الا الله" باشد، وارد بهشت خواهد شد.
سپس چند بار تهلیل می فرمود، و باز دوباره مطلب را تکرار می کرد و می گفت:با این حال خوب دیگر منتظر چه هستیم یا منتظر چه هستند؟ و با این حال از دنیا رفت. خوشا به سعادت کسی که از این جا با حال خوب برود و در آن جا خوب مورد استقبال قرار گیرد!
۱- من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۳۲؛ وسائل الشیعة، ج۲، ص۴۵۵ و ۴۵۶.
نکاتی از حضرت حجت الاسلام آقای رخشاد![]()
۶-چقدر به مرگ نزدیکیم، ولی در فکر نیستیم!!!
انسان چقدر به مرگ نزدیک است و در عین حال چقدر آن را دور می پندارد و از آن غافل است! آقای حایری (آقای حاج شیخ مرتضی حایری، فرزند حاج شیخ عبد الکریم حایری موسس حوزه ی علمیه ی قم.) یک ماه پیش فرمود:
«خواب دیدم عزرائیل را که به من فرمود:شما باید استراحت کنید.»
با این که می دانیم خواهیم مرد، بلکه هر شب در عوالمی از برزخ می رویم که هیچ اختیارش دست ما نیست، قرآن می فرماید:
"قَضَی عَلَیها اَلمَوت"؛ ۱
مرگ را برآن به صورت حتمی نوشته است.
همچنین می فرماید:
"فَیُمسِکُ اَلَّتِی قَضَی عَلَیها اَلموت وَ یُرسِلُ اَلأُخرَی"؛۲
آن گاه جان کسی را که خداوند مرگ را حتمی ننموده نگاه می دارد و دیگری را رها می کند.
و در سجده ی نخست بعد از بیدار شدن از خواب برای انجام نماز شب مستحب است گفته می شود:
"أَلحَمدُ للهِ الَّذی أَحیانی بَعدَ ما أَماتَنی."؛۳
با این همه، این گونه از مرگ غافل هستیم! بله، اشخاصی بودند که همیشه مهیا و منتظر مرگ بودند.
۱- زمر، ۴۲.
۲- زمر، ۴۲.
۳- اصول کافی، ج۲، ص۵۳۹؛ من لا یحضره الفقیه، ص۴۸۰.
نکاتی از حضرت حجت الاسلام آقای رخشاد![]()
۵-پاسخ شهردار کرمان از پرسش مردوخ درباره ي بيرون آوردن تير از پاي اميرمومنان (ع) در حال نماز
فرماندار يا شهردار کرمان در رژيم پهلوي در عيد غدير مجلش جشني بر پا نمود، در آن مجلس "مردوخ"نيز شرکت داشت (مردوخ يکي از علماي متعصّب اهل تسنّن بود). مداح در ضمن خواندن اشعار و مديحه سرايي درباره ي حضرت اميرمومنان (ع) به جريان بيرون آوردن تير از پاي مبارک آن حضرت در حال نماز شد و عدم التفات و توجه آن بزرگوار به آن اشاره کرد، جناب آقاي مردوخ که پاي منبر نشسته بود رو کرد به آقاي فرماندار و با صداي بلند فرياد زد:«آقاي فرماندار، آيا اين ها افسانه نيست؟!» فرماندار مي گويد:اعتراض ايشان در آن مجلس و در ميان آن جمعيت مثل يک کوه بر سر من فرود آمد، با خود گفتم:شب است بايد مستبشر و شادمان باشيم، و اگر جواب ندهم شکست اسلام و مذهب است، ولي ديدم از علما است و من از اهل علم نيستم؛ تا جواب کافي به او بدهم و يا بحث و مجادله نمايم، گويا به من الهام شد و يک مرتبه به ذهنم خطور کرد که بگويم:آقا، شما قرآن خوانده ايد؟ گفت:بله، گفتم:درباره ي اين آيه چه مي فرماييد که خداوند متعال مي فرمايد:
"فَلَمّا رَأَينَهُ أَکبَرنَهُ و قَطَّعنَ أيدِيَهُنَّ"
چون زنان حضرت يوسف (ع) را ديدند، او را بزرگ انگاشته و دست هاي خود را بريدند.
زنان مصري در مجلس زليخا جمال مخلوقي را ديدند، اين ها کجا و تجلياتي که براي حضرت يوسف (ع) در نماز پيش آمد کجا؟! آن ها با ديدن جمال يوسف (ع) محو ديدار جمال او شدند و بي اختيار دست هاي خود را بريدند، پس جا داشت که حضرت اميرمومنان (ع) در حال نماز در برابر تجليّات انوار الهي و مشاهده ی جلال و جمال حضرت حقّ غرق شده و متوجه بیرون آمدن تیر از پای مبارکشان نگردد. این جا بود که "کَأَنَّهُ و أُلقِمَ حَجَراً"؛ (گویی سنگ به دهان او انداختند.) لذا شرمسار سرش را به زیر انداخت و هیچ نگفت.
گویند:بیرون آوردن تیر از پایی حضرت به ارشاد حضرت امام حسن (ع) بود.۱
۱- ر.ک:ارشاد القلوب، ج۲، ص۲۱۷، همچنین اصل جریان در کشف الیقین، ص۱۱۸ نیز ذکر شده است.
نکاتی از حضرت حجت الاسلام آقای رخشاد![]()
مرحوم سید بن طاووس (ع) در تعبدیات و ادعیه از ذخایر بود، در کتاب"کشف المحجّه" می نویسد:برای روز تکلیف جشن گرفتم . در کتاب "اقبال الاعمال" ضمن اعما ربیع الاوّل یا ربیغ الثّانی صریحا می گوید که برخی از دعاها را خود انشا نموده ام و دعاهای زیادی نیز با عدم تصریح به انشای خود، ذکر نموده که واقعا با دعاهای ماثوره از حضرات معصومین (ع) سنخیّت دارد و از لحاظ علوّ مضامین از کلام غیر معصومین (ع) برتر است.
نکاتی از حضرت حجت الاسلام آقای رخشاد![]()
۳-حفظ کل قرآن به عنایت امیر مومنان (ع)
جوانی می گفت:حضرت امیر مومنان (ع) کلماتی در گوشم فرمود که نمی دانستم چه می فرماید، ولی بعد دیدم که حافظ کل قرآن هستم!
نکاتی از حضرت حجت الاسلام آقای رخشاد![]()
۲-همان آقا که در گوش تو بسم الله خواند...
روزی مرحوم شیخ انصاری در اثنای درس دید یکی از شاگردانش که همواره در درسش حاضر می شد و مطالب را درک نمی کرد، آن روز درس را می فهمد و گاهی هم به ایشان اشکال می کند، بعد از درس از کنار او گذشت و به او فرمود:«همان آقا که در گوش تو بِسمِ الله خوانده، برای من تا آخر حمد تلاوت نموده!»
نکاتی از حضرت حجت الاسلام آقای رخشاد![]()
نکاتی که در زیر می آید، توسط حضرت حجت الاسلام و المسلمین رخشاد و دو تن دیگر از شاگردان حضرت آیت الله العظمی و بهجت که سال ها از محضر ایشان خوشه چینی نموده اند، تهیه شده است.